وقتی سـرت رو شونمه

![]()



وقتی سـرت رو شونمه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
درد و بـلات به جونـمه 
جون به جونم اگر کنن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خاطرخواهی تو خونـمه
دلم می خواد باهات باشم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رفیق پا به پات باشم
سـایه بـه سـایه دم بـه دم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بـمـیرمو فـدات بـشـم
تصدّق رنگ چشات ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شـب و سـتاره هاش فـدات
نخواب بـذارنگات کـنـم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هـر چـی دارم فـدات کـنـم
سـتـاره بـارونـت کـنـم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جـونـمو قــربـونـت کـنـم
وقتی سـرت رو شونمه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
درد و بـلات به جونـمه
جون به جونم اگر کنن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خاطرخواهی تو خونمه





![]()
برای تو می نویسم
برای تو می نویسم
برای جوانه هایت
برای قامت نازک خیال
برای اندیشه هایت
وبرای عشق که در سینه تو می تپد
برای تو برای چشمهای روشنت
برای جهانی که از نگاه تو می شکفد
وفردا که به نام تواز افق بر می آید
من برای توست که مینویسم
برای تو نازنینم : samereh
سهم من *** آسمانی ست که آویختن پردهای آن را از من می گیرد .. سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید.
دستهایت را دوست دارم
سهم من *** آسمانی ست که آویختن پردهای آن را از من می گیرد .. سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید. 
دستهایت را دوست دارم
تقديم به (س) عزيزم

تقديم به توكه:
اسمت در لبهاي من
عشقت در قلب من
يادت در ذهن من
و
ايده ات آرمان من است!
هر آنچه دارم تقديم به تو تنها اميد زندگاني ام، سامره دستانم تقدیم به تو تا با آنها لمس کنی لطافت جاری عشق را. پاهایم تقدیم به تو، قدم بردار و به سوی خوشبختیت برو. چشمانم تقديم به اشکهاي سوزان روي گونه های نازنینت ، لبانم تقديم به خنده هاي دلنشينت و نگاه هاي پنهانت . اي تک ستاره آسمان قلبم و اي سرچشمه ي حیاتم، عشق بی همتایم، ای تویی که بی تو زندگی بی رنگ است و ستاره بی چشمک و گل پژمرده است، زیباترین روز زندگیم، روز میلادت را تبریک میگویم. و سوگند مي خورم که تا ابد برای تو و کنار تو باشم عاشقانه دوستت دارم . فداي تو محمد M&S
زندگانیم تقديم به تو اي تمام خيال من
هر آنچه هست و نیست تقديم به تو اي محبوب بی همتایم
تقديم به تو که يادت در فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت هميشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانيت هميشه در وجودم جاريست .
نگارینم، اي عزيزترينم:
چه خوب شد که به دنيا آمدي و چه خوب شد که دنياي من شدي . چه زیباست روزی که با آمدنت به من جان دادی و چه دلنشین است داشتن هرم نفسهایت.
براي من بمان و برایم از عشقت بخوان که تا تو هستی نفس میکشم.
نازنینم، یگانه مرد زندگانیم، با وجود فرسنگها فاصله که بین دستهامان دیوار کشیده اند، تنها میتوانم قلبم را که لبريز از عشقی آتشین و حقیقی ست به تو هدیه کنم. قلبم را بردار و تمامی حجمش را پر از امواج نوراني عشقت کن، بعد يک گوشه آسمان بياويز ، تا آسمانت همیشه نورانی باشد.
حق گل

كِي بِي تو مِه از ياد اَبَرُم
هَر لحظهَ تواِي وانِظَرُم
نيم خَند اَبي ئو ناز اَكُني
زنجير اَدِلُم واز اَكُني
اِحساس اَكُنُم تازَه بودَم
بِي عشق تو دَروازَه بودَم
تا وَختي كه دل خونَه تُن
هَر چِه اَگَم اَفسونَهء تُن
كِي اَز مِه دَمي ياد اَكُني
زندوني خُو آزاد اَكُني
كِي يادُم اَدِي پَر بِكَشُم
طَعمِ لو وِ دِلبَر بِچَشُم
كِي شونَم از اي بار اَگِري
كِي حَقگُل اَز خار اَگِري

روزون مدرسه
مَرَفتهَ مدرسهَ هر روز كتابونُم بارُمَه
همو خودكار رو جيبُم مٍدالٍ اٍفتخارُمَه
چه عشقَه مدرسهَ رفتٍن
كتابٍ همدٍتي خوندٍن
جدا بودٍن اَتنهائي
كنارٍ هَمقَدُن نٍشتٍن
تو راه مدرسهَهر صبح بٍلُم در اٍنتٍظارُمهَ
بٍلي كه تو غم وشادي رفيق روزگارُمهَ
صداي زنگ مدرسهَ
هزارون خاطرهَ ايشَه
صداي ناز و شيرينٍش
توُ ذٍهنُم ايزَدٍن ريشهَ
معلم عينكي شَهُند شَگُفتهَ حر فونٍ تازهَ
هَمو درسون كهِ دوش بِيما معمائي پُر از رازهَ
شَرَفتهَ روزئو پُشتِ هم
يَهوُ از راه شَهُند خرداد
كسي كه كوشش ايكرِدَه
شَبودهَ بين ما دلشاد

وقت مردن سر قبرم منيويسي كه ارم نــه شعـاري كـه چــه ارم
وقت مـردن آخـرين لـحـظه راهـن امناوا گل سر قبرم بنسي كه كه ارم
تو بدو بهر خدا بهر دل مه به د عــا تو مزن آتش به اي پيله واي منزل ما
دل شـوا سيـنه مـه پـاره بكـــنت تــا كـه زنـدن غـم خـو چـاره بكـنت
دل شوا سينه بي كينهء مه پاره بكنت تــا كـه زنـدن غـم خـو چـاره بكنت
خيلي وقت پيش يك زماني مُردرم بـي دو چـشـم آسـمـونيت مـُردرم
امناوا كاخي و مرمر توي شهرم ببندم دل شوا سينگو بشم كل خو تو ساحل بكنم
مـبـش دشـمـن كه دشـمــن اجـلــن ســاف و ســاده آدم از راه ابـــــرن
ابراهيم منصفي
هنوز ياد خاشـت تو يـــــادمــونِن ســكوتِ شـعـــرونـــت فريـادمونن
صداي هق هقت توي شوستون تـخونده بيت غــــم خـوب يـادمونن
صداي سوز آوازت تــــــو كـرگيـن وختي بارون شرخت خوب يادمونن
چطو از ياد اريت روزون رفـتــــــه تو كـه قـصه تگـفــت خوب يادمونن
تو كـه تشمارده عشقو دونه دونــه تـسـاخـته آشـيــــــانـــه يـادمـونـن
تو كه غير از خدا هيچ كه اتنهسته تــــــو بــــــــودي جـاودونه يادمونن
هــنـوز يـاد خـاشت تو يـادمـونـن ســــكوت شـعـرونـت فـريــادمـونن
كجايي رامي اي مرد جنوبـــــي چه خاش گيتار تزه خوب يـــادمونن
ساحل خاطرات
مست چشات
اون دو تا مست چشات، داره خوابم ميکنه
ذره ذره اون نگات، داره آبم ميکنه
داره ميميره دلم، واسه مخمل نگات
همه رنگی رو شناختم، من با اون رنگ چشات
همه رنگی رو شناختم، من با اون رنگ چشات

رفيق
رفيق راه سخت بودن را رفاقت ميشود گفت و گرنه، به همواری راه رفيقان کلامی بيشمارند
و حتما نيز می دانی که ياران کلامی در سفرهای خوش و راه هموار، بدون شک رفيق بينوا را ساده و ابله شمارند
به هر حال از من که سالهای بيشتری را فرسوده ام ، اين را شنيده دار که درايت حکم بر متانتی پيرانه دارد در مقابل نارفيق

تــا خـدا یـارُمـن یاری دِگـــهَ اُمـنـاواتِـن تــا دُعــا کـارُمِن کاری دِگهَ اُمـناواتِن
بِرهَ ای نامهربون کاری دِگهَ با تو اُمنین تا علی یارُمِـن یــاری دِگــهَ اُمـناواتِن
اون که غافـل نابـواز پَرکـاه تـو لُو مـور تـو دل سـیـاه شـو ادیـدن نـوراَلَــنــــور
حرکت مور و ملخ از دید او پنهون نین اون کــه هـمـراهِـت اتـات تـا لـُو گـور


نِم نِم بارون کوتوکِ پیشی شُوُن تار وچراغ موشی
نه یادگاری از اون گذشـتهَ واخاک غَم بو هُوِ گِراشی
دلُم نَه جارن بی یار دیـرین صدای بارون داخل کرگین
حس غریبِ یهَ عـشق کهنهَ دُخـتون زیـبا پاتـَل ایسین
بابا کجــارهَ بی ما ِول ایکــهِ ایزَد بی دیریا دل یکدل ایکهِ
واکاه گل عشق خونهَ شَساختهَ ترک دیار وخاک وگِل ایکهِ
وخـتـی مانـشـتهَ روی گُفارهَ شوون شابودهَ پراز ستارهَ
مهتاب شَنشتهَ رو بال کرگین قصهَ شَگفتهَ بی بی دوبارهَ
شروع تازه
شـروع تـازه ای آغـازُم هادهَ بـدو دسـتـُم بگـهِ پروازُم هادهَ
مــواتــِن کـهِ بُـخـونم از ته دل بدو مَــشـکـَـن دِلـُم آوازُم هاده
مـِـه واتــو بـا دو تا بال خیالی مِـه وتــو بـا دو تـا دستـون خالی
هَنوز هَم دیر نبودن بی پریدن نـمونـدن بـی خـومــو دِگهَ مَـجالی
مــهِ نـاتونـُم بِـرَم بی تو مَحالِن گـَمونــُم عـمـر مـِه رو بـه زوالـن
اَگـَه ماه و ستاره بی مه هادن به غـیـر از تـو هـمهَ فکر و خیالن
تــویــی تـو آخرین برگِ بَرندَه دَم مَـرگـُم تـو اِتکـرد بـی مـهِ زندهَ
توهُندی بی مهِ اِتگفت یالله پابَش بـــدو بـــا هــم بــریم مــثـل پـرندهَ
مسجد جمكران
بندر عباس
بندر عباس

تاريخچه شهر بندر عباس
تا قبل از قرن چهارم هجري در حوالي بندرعباس فعلي، بندر و روستاي كوچكي به نام «سورو» وجود داشت كه جغرافيا نويسان قرن چهارم هجري قمري از آن نام بردهاند. برخي معتقدند «شهرو» كه اصطخري به عنوان «دهي كوچك بر كنار دريا» از آن نام برده، همان بندر «سورو» است. اين بندر در سال نهصد و بيست و چهار هجري قمري «بندر جرون» خوانده ميشد و دهكدهاي كوچك بود و در روبهروي سواحل شمالي جزيره پراهميت «هورموز» آن روزگار، قرار داشت. در سال هزار و پانصد و چهارده، پرتغاليها اين دهكده كوچك را براي پياده شدن و بارگيري اجناس از خشكي انتخاب كردند. به دليل خرچنگ زيادي كه در ساحل اين بندر وجود داشت، نام آن را «بندر كامارااو» يا «كامبارائو»، يعني بندر خرچنگ گذاشتند. نام متداول بعدي؛ يعني «گمبرون» يا «گامبرون» به احتمال زياد از لغت پرتغالي «گامارائو» اقتباس شده است. در سال هزار و ششصد و بيست و دو ميلادي شاه عباس توانست با كمك انگليسيها دست پرتغاليها را از اين بندر كوتاه كند. به افتخار اين پيروزي «بندر گمبرون» به «بندرعباس» تغيير نام داد. تا قبل از سال هزار و ششصد و پنجاه ميلادي (هزار و هفتاد هجري قمري) بندرعباس حصار نداشت؛ ولي از اين زمان دور شهر را محصور كردند و بر امنيت آن افزوده شد. انگليسيها و هلنديها در بندرعباس تجارتخانه، و در كنار دريا عمارت زيبايي بنا كردند. در اين بندر لنگرگاه مناسبي وجود داشت؛ لذا اكثر كشتيهاي بزرگي كه از هند براي ايران و عثماني و ساير نقاط كالا حمل ميكردند، در اين بندر لنگر ميانداختند. هلنديها در سال هزار و صد و ده هجري قمري (هزار و ششصد و نود و هشت ميلادي) با كسب اجازه از دولت ايران، شهر تازهاي با بافت و معماري ويژه، در وسط شهر بندرعباس بنا نمودند. (عمارت كلاهفرهنگي در همين ايام بنا شده است.) بافت و شكل ظاهري شهر جديد تا سال 1135 هجري قمري دوام يافت. در نيمه نخست قرن هفدهم، نمايندگان كمپاني هند شرقي سعي كردند بندرعباس را به پايگاه اصلي خود در خليجفارس تبديل كنند؛ به همين لحاظ، مركز كمپاني هند شرقي در بندرعباس مستقر گرديد. ناوهاي نظامي كمپاني هند شرقي نيز در آبهاي نزديك بندرعباس پهلو گرفتند. اين شركت در سال هزار و هفتصد و پنجاه و نه به علت متشنج شدن اوضاع و بمباران تأسيسات تجاري انگليسيها در بندرعباس، مركز تجارت خود را از اين بندر به بندر بصره منتقل نمود. اين امر بيش از پيش، شرايط انحطاط بندرعباس را فراهم كرد. بعد از ظهور نادرشاه، بندر بوشهر مقر ناوگان ايران شد و بندرعباس و توابع آن طبق قرارداد، به سلطان مسقط به اجاره واگذار شد. درپي شورش سال 1868 ميلادي در مسقط، اين امتياز لغو شد و شهر بندرعباس و توابع آن دوباره به تصرف كامل دولت ايران درآمد. پس از پيروزي نهضت مشروطيت و تصويب قانون ايالات و ولايات، بندرعباس و توابع آن جزء محدوده ايالت فارس قرار گرفت و سپس در محدوده اختيارات حاكم كرمان درآمد. در تقسيمات فعلي كشوري شهر بندرعباس مركز استان هرمزگان است. اين شهر يكي از مهمترين مراكز استراتژيكي و تجاري ايران در جوار خليج فارس و درياي عمان است. بارانداز شهيد رجايي، اسكله عظيمي است كه بخش وسيعي از مبادله كالاهاي تجاري بين ايران و ديگر كشورها از طريق آن صورت ميگيرد. بندرعباس از طريق راههاي دريايي، راهآهن، جادههاي ترانزيتي درجه يك و از طريق هوا به كليه مناطق داخلي و ديگر كشورهاي جهان مرتبط است.
مراکز تاريخي و باستاني
قلعه خمير
اين قلعه در نزديكي بندر خمير قرار دارد از اين قلعه امروزه به جز بقاياي دو سر در شمالي و جنوبي و برج شرقي نيمه ويران آن اثري بر جاي نمانده است سر در شمالي قلعه كه اكنون در كنار كوچه تنگي متصل به شهر خمير جاي دارد، به صورت شكوهمندي از سنگ و گچ و به سبك قلعههاي اروپايي ساخته شده است در چهار گوشه قلعه چهار برج مدور بنا شده و بين هر دو برج يك برج كوتاه نيز ساخته شده است در جنوب غربي قلعه، عمارت دوطبقهاي وجود دارد در وسط قلعه آبانباري ساخته شده كه باقي مانده است.
قلعه لافت
در انتهاي تپه اي كه روستاي لافت در كنار آن قرار دارد، قلعه مخروبهاي وجود دارد كه اهالي محل به آن قلعه نادري ميگويند. اين قلعه، نقشه مربع شكل دارد و آثار چهار برج در آن ديده ميشود. در ورودي قلعه رو به جنوب باز ميشده است. اين قلعه در جنوب روستاي لافت قرار دارد .
قلعه هرمز
قلعه هرمز در ضلع شمالي جزيره هرمز و در ساحل دريا قرار دارد، قلعه هرمز مهمترين قلعه باقي مانده از روزگار تسلط پرتغاليها بر سواحل و جزاير خليجفارس است. اين قلعه به فرمان «آلفونسو آلبوكرك» دريانورد پرتغالي در سال هزار و پانصد و هفت ميلادي، در محلي موسوم به «مورنا» احداث شد. قلعه به شكل چند ضلعي نامنظم است. ساختمان آن بسيار محكم است و ديوارهايي به قطر سه و نيم متر با چند برج به ارتفاع دوازده متر دارد. تأسيسات قلعه شامل انبارهاي تسليحات، آبانبار و اتاقهايي با سقف هلالي است. در زمان شاه عباس كه به استعمار پرتغاليها در ايران خاتمه داده شد، اين قلعه به دست يکی از سرداران بنام شاه عباس به نام امام قلی خان بدست ايرانی ها آزاد گرديد.
محله باستاني سورو
محله سورو، در غرب شهر بندرعباس قرار دارد. از اين محله سكههاي متعدد مربوط به دوران مختلف، بويژه دوران ساساني، صفوي و قاجار به دست آمده است كه اكنون در موزه بندر عباس نگهداري ميشود. از سكههاي مكشوفه چنين برميآيد كه ملوك هرمز صاحب ضرابخانه بودهاند و به غير ازمسكوكات مس و نقره، مسكوكات طلا هم ضرب ميكردهاند. در سال 1925، تعداد شصت و چهار سكه طلا ضرب ملوك هرمز و جرون در قريه گودو كشف شده است.
حمام گلهداري
تنها حمام تاريخي در بندرعباس، حمام گلهداري است که در محله اوزيها قرار دارد. اين بنا كه احتمالاً به دوره صفوي مربوط است، در دوره قاجار به وسيله حاج شيخ احمد گلهداري به مسجد گلهداري وقف شده است. بناي حمام به شكل مستطيل و سقف آن شامل چند گنبد كوچك و بزرگ است .
پل لاتيدان
پس ازاخراج پرتغاليها از ايران رفته رفته از اهميت بندري جزيره هرمز كاسته شد و بندرعباس جاي آن را گرفت و مهمترين بندر ارتباطي ايران گرديد. پل لاتيدان در مسير كاروان روي لار- بندرعباس، در جهت گسترش امور بازرگاني احداث شد. اين پل در پنجاه كيلومتري غرب بندر عباس بر روي رودخانه كل (كول) ايجاد شده و يادگار دوره صفوي است. برخلاف پلهاي ديگر دوره صفوي كه آجري هستند، اين پل از سنگ بدون شكل ساخته شده و از طويلترين پلهاي ايران است. اين پل داراي صد دهانه بوده است كه در حال حاضر سي و سه دهانه آن مشهود است كه در ميان آنها چشمه تاقهايي در دو طبقه تعبيه شدهاند. بناي اين پل از عاليترين طرحهاي پلسازي در ايران قديم به حساب می آيد.
معبد هندوها
ساختمان اين معبد، در سال هزار و سيصد و ده هجري قمري، در زمان حكومت محمد حسنخان سعدالملك احداث شده است. اساس ساختمان اين معبد عبارت است از يك اتاق چهارگوش مياني كه بر روي آن گنبدي قرار گرفته است. سبك معماري اين گنبد را مقرنسهاي پيراموني آن نه تنها از ديگر گنبدهاي موجود در سواحل خيلجفارس، بلكه از گنبد هاي سراسر ايران متفاوت ميسازد. طرح اين بنا كاملاً از معماري معابد هندي متإثر است. اين معبد از جمله نشانههاي معدود تاريخي بندرعباس است كه توجه هر تازه واردي را به خود جلب ميكند و امروزه در كنار يكي از خيابانهاي اصلي شهر قرار گرفته است.
مسجد دژكان
اين مسجد در نزديكي بندر خمير، در روستاي دژكان واقع شده است و تاريخ بناي آن دانسته نيست. در ساختمان اين مسجد، از سبك معماري و شبستان مسجد علي بندر لنگه تقليد شده است. شبستان و ستونهاي آن از جهت به كار بردن قطعات سنگتراشي شده نقوش گل و بوته قابل ملاحظه است. پوشش تزئيني تاق و سردرها و زينتكاري رواقها با قطعات سنگتراشيده شده آهكي فوقالعاده جالب و ظريف صورت گرفته است. نقوش اين رواقها، از سبك نقش و نگار هندي تأثير گرفته است.
مسجد منبر كهنه
اين مسجد درغرب شهر بندرعباس واقع شده است. در بيرون محوطه مسجد از طرف شرق، مقبرهاي وجود دارد كه برلوح آن نام صاحب مقبره كه ازعلماي معروف آن دوره و امام جماعت بوده، حك شده است. لوح ديگري در عمارت مسجدوجودداردكه خوانا نيست وفروريخته است ولي نامهاي ائمه اطهار(ع) برآن نقر شده و در آخر آن چنين نگاشته شده است. «اين مسجد عمارت حاجي باقر است و در ماه رمضان هزارو هشتادو سه هجري قمري به پايان رسيد» بنابراين مشخص ميشود مسجد مزبور در زمان صفويه بنا شده است و در آن زمان مورد استفاده قرار ميگرفته است. در سال هزارو سيصد و سي و دو حاج شيخ احمد گلهداري- از تجار معروف- آن را مرمت كرده است.
جاذبه هاي طبيعي
كوه فارغان هماك
كوه فارغان هماک در 78 كيلومتري شمال شهرستان بندرعباس قرار گرفته است و از نظر ارتفاع نيز ارتفاعي برابر با سه هزار و دويست و شصت و هفت متر را دارا می باشد و همچنين دارای وسعتي معادل 1100 كيلومتر مربع می باشد.
کوه گنو
اين کوه که به کوه گنو مشهور شده است با 2347 متر ارتفاع در بيست و نه کيلومتری شمال غربی بندر عباس بين دهستان های فين سياهو و ايسين واقع شده است اين کوه در مقايسه با آب و هوای گرم بندرعباس آب و هوای نسبتا معتدل تری دارد و به همين مناسبت نيز دارای اهميت زيست محيطی و تفريگاهی بسيار عالی می باشد .
رودخانه كل(شور)
آغاز اين رود با نام رود شور، از كوههاي شمالي بخش سعادت آباد سرچشمه ميگيرد و به سمت جنوب جريان مييابد. سپس با دريافت آب شاخههاي ديگر، در حدود هفتاد كيلومتري غرب بندرعباس با نام رودخانه كل به خليج فارس ميريزد. شاخههاي اين رودخانه عبارتاند از: رود شور، رود كريمآباد، رود رسول، كشكرود، عكس رستم و رودبان. اين رود به واسطه عبور از تشكيلات نمكي دوره ميوسن شور و غيرقابل استفاده است؛ به طوري كه در طول مسير چندصد كيلومتري آن، آبادي و روستايي بوجود نيامده است.
رودخانه شميل يا حسن لنگي
اين رودخانه با نام چيل و شقرود از كوههاي شمال شرقي بندرعباس سرچشمه ميگيرد و در مسير خود روستاي شميل را آبياري كرده و از شمال به جنوب جريان مييابد. اين رودخانه پس ازآبياري دشتهاي سرراه خود از نزديكي روستاي حسن لنگي ميگذرد و در حدود شصت كيلومتري شرق بندرعباس، با نام حسن لنگي وارد خليج فارس ميشود آب اين رودخانه نسبت به سايررودها ازكيفيت خوبي براي كشاورزي و آبياري برخوردار است. در نزديكي روستاي حسن لنگي زمينههاي مناسبي جهت استفاده اززيباييهاي طبيعي براي علاقهمندان به طبيعت فراهم شده است سيماي طبيعي روستاي حسن لنگي با معماري ويژه نواحي گرمسيري، همراه با مناظر گياهان حارهاي، زيبايي بس خيره كنندهاي در اطراف رود ايجاد كرده است.
آب گرم گنو
چشمه آب معدني گنو در فاصله 34 كيلومتري شمال شرقي بندرعباس، در كنار راهبندرعباس- سيرجان واقع شده است. يك راه آسفالته فرعي به اين چشمه منتهي ميشود. اين چشمه در درهاي قرار دارد كه كوه گنو و ارتفاعات سخت آهكي، از شمال و جنوب، آن را در بر گرفتهاند. از آب اين چشمه، جهت آبياري نخلستان و استحمام استفاده ميشود. آب چشمه گنو از دسته آبهاي گودگردي خيلي گرم (كلروره سولفاته كلسيك گوگردي) ميباشد. اين چشمه دو استخر زنانه و مردان نسبتاً بزرگ و تميز دارد كه به تأسسيساتي مانند چندين رواق كوچك براي استراحت و اقامت مسافران، محل فروش نوشيدني و غيره تجهيز شده است. محوطه اطراف چشمه پر از درختان نخل بسيار زيبا و سرسبز است. پساب اين چشمه پس از خارج شدن از استخرها، مانند رودخانه كوچكي پس از طي چند كيلومتر با آب نسبتاً زيادي بهصورت آبشار كوچك و جالبي به پايين سرازير ميشود. چشمانداز چشمه، آبشار و كوه گنو بسيار زيبا است.
چشمه آب گرم لشتان (خمير)
اين چشمه در هفت كيلومتري شرق شهر بندرخمير قرار دارد. آب چشمه از شكاف سنگهاي مارين از زمين خارج ميشود. در اطراف چشمه، دو استخر به ابعاد ده در سه و نيم متر و شش در پنج متر با عمق يك و نيم متر است كه در امتداد يكديگر ساخته شدهاند. آب از استخر اول وارد استخر دوم ميشود. در اين محدوده دوازده اتاقك جهت استراحت و اقامت مسافران ساخته شده است و به طور رايگان در اختيار مراجعين قرار ميگيرد. طرز تشكيل اين چشمه براساس فرضيه تكتونيك (ساخت زمينشناختي) صفحهاي استوار است. آب چشمه لشتان (خمير) در رديف آبهايي با كاتيونها (يونهاي منفي)و آنيونهاي (يونهاي مثبت) مختلف گرم است.
خورگو
اين روستا در شصت كيلومتري شمال شرق بندر عباس، در يك منطقه پايكوهي واقع شده است و آب و هواي معتدل مطلوب دارد. وجود رودخانه، چشمه آبگرم، ارتفاعات، پوشش گياهي مناسب و حيات وحش در آن، جلوههاي طبيعي زيبا و جالبي به اين منطقه بخشيده است. يك زيارتگاه، يك قدمگاه و يك مسجد قديمي از جاذبههاي زيارتي روستا است.
دژگان
اين روستا، از توابع بخش مركزي شهرستان بندر لنگه است و در يك منطقه كويري، در هفتاد و پنج كيلومتري شمال شرقي بندر لنگه واقع شده است. اين روستا آب و هواي گرم و خشك دارد. وجود رودخانه، كوه، پوشش گياهي نسبتاً مناسب و جانوراني از قبيل آهو، گوزن، قوچ، ميش، گراز، قرقاول و كبك از عناصر زيست محيطي و جاذبههاي طبيعي آن ميباشند. در زمينه آثار تاريخي و مذهبي، اين روستا داراي مسجدي قديمي و زيارتگاهي به نام سيد محمد علي گلباراني است مسجد معروف به مسجد قريه از لحاظ شيوه ساخت، معماري داخلي و خارجي بنا، گنبد و گلدسته، گچبري و سنگتراشي قوسها و... در خور توجه ويژه است و با سبك معماري بناي مسجد علي بندر لنگه مطابقت دارد.
لافت
چهره طبيعي روستاي لافت در ميان درختان سرسبز گرمسيري و نخلستانهاي بلند منظره دريايي خيرهكننده دريا و جنگل شناور حرا براي هر تازه واردي جذاب و قابل توجه است. سبك معماري خانههاي روستا نيز بسيار جالب و ديدني است بارزترين خصيصه معماري روستا بادگيرهاي فراوان آن در اندازه هاي مختلف است. بناهاي روستا خيلي نزديك به هم ساخته شده و كوچههاي آن نيز بسيار تنگ و باريك هستند. بادگيريهاي كوچك و بزرگ خانههاي روستايي كه در ميان باغها و نخلستانها قرار گرفتهاند. شكوه و زيبايي خاصي به اين روستاي ساحلي بخشيدهاند. اين روستا، علاوه بر زيباييهاي تحسين برانگيز طبيعي خود، آثار ارزشمند تاريخ را نيز در خود جاي داده است.
منطقه حفاظتشده گنو
اين منطقه حفاظت شده در بيست و نه كيلومتري شمال غربي شهرستان بندرعباس واقع شده است. اين كوه در مقايسه با آب و هواي گرم بندرعباس داراي آب و هواي نسبتاً معتدل است و به همين مناسبت از اهميت خاصي برخوردار ميباشد. پوشش گياهي آن بسيار جالب و قابل توجه است؛ به طوري كه اداره محيط زيست هرمزگان براي حفظ و حراست از آنها تمام پوشش گياهي اين منطقه را مورد حفاظت و كنترل خود درآورده است. تنوع پوشش گياهي اين كوه، از دامنه تا قله كوه، مشتمل بر انواع درختان گرمسيري، استپ بياباني، استپ كوهپايهاي و گونههاي گياهي نواحي سردسير است. در دامنه كوه، ابتدا بوتههاي پراكندهاي رشد كردهاند كه انواع خانواده گندميان، گون و تكدرختهاي مغير(مغيلان) در ميان آنها وجود دارد. بالاتر از دامنه، نوع گياهان تغيير ميكند؛ به طوري كه در ارتفاع هزار و هشتصد متري، بادام وحشي گونه غالب را تشكيل ميدهد؛ در حالي كه ديگر گونههاي ياد شده، در ارتفاع 2300 متري مشاهده ميشوند. به علت كاهش دما، درختان سردسيري نظير كاج، سرو، زيتون وحشي و شمشاد وحشي به صورت انبوه روييدهاند. انبوهي اين درختان در استان هرمزگان تعجبآور است. درختان اين ناحيه هراز گاهي در اثر صاعقه در وسعت زيادي آتش ميگيرند. از گياهان ديگر ارتفاعات گنو، انواع گياهان دارويي است كه مورد توجه محققان و پژوهشگران ميباشند.
جزيره هرمز
جزيره هرمز مانند صدفي با چهل و يك و نه دهم كيلومتر مربع وسعت در فاصله ده ميلي جنوب شرقي بندرعباس و در ميان آبهاي خليجفارس قرار گرفته است. سطح جزيره هرمز را طبقات سازندهاي رسوبي و آتشفشاني تشكيل داده است و طبقات نمكي نيز به صورت تپههايي، قسمت اعظم جزيره را پوشاندهاند و اكثراً از جنس نمك طعام مي باشند. بلندترين نقطه آن يكصد و هشتاد و شش متر از سطح دريا ارتفاع دارد و بزرگترين قطر آن هشت كيلومتر است. به دليل بارشهاي اندك جوي و نمكي بودن خاك و شور بودن آب، هيچ نوع مرتع و گياه در جزيره وجود ندارد.استخراج و صدور خاك سرخ جزيره هرمز يكي از مهمترين منابع درآمد اهالي است. نمك آبي و سنگ لاشه از ديگر معادن اين جزيره است. شهر هرمز مركز جزيره هرمز است. اين جزيره فاقد آب شيرين است و بدين لحاظ آب آشاميدني آن از بندرعباس تأمين ميشود.
چاهای بندر لافت
در پشت قلعه لافت و در داخل گودال مجاور قلعه، به تعداد روزهاي سال كبيسه، سيصد وششت وشش چاه كمعمق براي جمعآوري آب باران حفر شدهاند برخي از محققين معتقدند اين چاهها مربوط به دوران هخامنشي و ساساني است.
اسكله باستاني بندر لافت
در بندر لافت، آثار اسكلهاي وجود دارد كه به دوران مادها، هخامنشيان و ساسانيان مربوط است. طول اين اسكله صد و سي متر و ضخامت اصلي كف آن هفت متر و ديوارهاي روي اسكله سه متر ميباشد كه با سنگهاي لبهدار ساخته شده است.
اماکن زيارتي و مذهبي
امامزاده خواجه خضر
در كنار جاده بندرعباس- سورو به سمت اسكله بندرعباس، در سمت راست جاده و به فاصله دويست و پنجاه متري، گنبد مخروبهاي بر جاي مانده است كه به زيارتگاه خضر يا خواجه خضر معروف است و محل اداي نذورات مردم مي باشد. از باقي مانده بنا و تركيب ابتدايي آن، تقليد زيگورات ايلاميها و بابليها و سبك گنبدسازي مضرس جنوب ايران به خوبي آشكار است. گنبد بر مكعبي كه اضلاع جانبي مستطيل شكل دارد، بر روي چند رديف پلكان مانند استوار شده بود كه به منزله سكوي عمارتي بوده كه اكنون از بين رفته است. سبك ساختمان اين بقعه، به بقعه خضر در بندر كنگ و بقعه خضر جزيره هرمز بسيار شباهت دارد. به نظر ميرسد كه در اطراف اين زيارتگاه، قبرستان قديمي متروكهاي وجود دارد كه هماكنون در اعماق ماسههاي دريايي مدفون گشته است.خضر و الياس كه زيارتگاههاي بسياري در جنوب ايران دارند، هر دو در افسانههاي ايران مشهورند. خضر زنده جاويد و موكل درياهاست. از اين رو، هرگاه صيد كم شود و يا خطري در دريا پيشبيني شود، ماهيگران در بقاع خضر و الياس نذر و قرباني ميكنند.
امامزاده شاه محمد تقي
اين زيارتگاه به دوران بعد از اسلام تعلق دارد. مكان آن در كنار جاده بندرعباس- سورو قرار دارد و هم اكنون در محوطه پارك هتل هما واقع شده است. تاريخ بناي آن مشخص نيست و مورد توجه مردم محلي است.
عمارت كلاه فرنگي
بناي اين عمارت به دوران صفويه تعلق دارد و سابقاً اداره گمرك بندر عباس در آن قرار داشت. اين عمارت در مجاورت اسكله قديمي بندر عباس در بلوار طالقاني قرار دارد از آنجا كه اين عمارت از معماري اروپايي آن دوره تأثير گرفته، مثل تعداد زيادي از عمارات دوره قاجاريه به عمارت كلاهفرنگي معروف شده است.










